X
تبلیغات
تازه های گروه هنری بابک نهرین

قالب وبلاگ

تازه های گروه هنری بابک نهرین
لطفا به قوانین کپی رایت پایبند باشید! 

 

همه چیز دروغ است.شبیه یک بازی خنده دار! خنده دار تر از آنچه تصورش را بکنی دنیا بر تو هجوم می آورد.سیلی می زند.نوازش می کند.دلداری می دهد.خراب می کند.دنیا یک خراب کده است.پر از غم و پر از رنج.دروغی که در پس حقیقت مانده و حقیقتی که در پس دروغ مانده.دیوانه وار می چرخد و به سرت پتک می زند.کاش این دل را نداشتیم.کاش دنیا با دل ما می ساخت.کاش اصلا نبودیم و مجبور نبودیم که ادا در بیاوریم که تظاهر یک بخش از زندگی ماست و این ماییم که زندگی را نفهمیدیم در حالی که تظاهر به فهمیدنش کردیم.زمین با آگاهی چرخید و روزی ما نادان ترین ساکنان آن با بغض سرگردانی خود گریستیم و خنده را گم کردیم در میان دستانمان.در میان دلمان.در میان دنیایمان.و سقوط کردیم.سقوط به قعر تهی..تهی دست ترین ساکنان این جهان گشتیم مایی که خنده را گم کردیم.

 

[ سه شنبه بیست و نهم مرداد 1392 ] [ 10:27 ] [ Arzo ]

 

به نام حضرت دوست

  دوستان گلم ،همانطور که می دانید نمایش های بابک عمدتا به دو صورت اجرا می شوند، یکی نمایش اصلی برای عموم و دیگری نمایش های مناسبتی و جنگ است که معمولا به دعوت اداره ها و شرکت ها انجام می پذیرد.این هم دانلود یکی از نمایش های جنگ گروه بابک است که بنا به درخواست یک نفر از دوستان عزیز برای شما آماده کرده ام. امیدوارم از دیدن این نمایش و جنگ در این شب بلند و زیبا که شب زایش الهه ی مهر است خشنود باشید.

 

 دریافت فایل 1 

دریافت فایل دوم

دریافت فایل سوم

دریافت فایل چهارم

 

راهنمای دانلود : اول گزینه free download رو انتخاب کنید- بعد creat download link و در آخر گزینه download now را بزنید.

[ شنبه سی ام آذر 1392 ] [ 12:24 ] [ Arzo ]
[ چهارشنبه سیزدهم آذر 1392 ] [ 17:8 ] [ Arzo ]
 

بابک نهرین و علیرضا رنجیپور (صمد و ممد) دو هنرمند محبوب تبریزی بودند که اولین بار با تویوتا به سبلان صعود کردند

 

  -بقیه عکس ها در ادامه مطلب

 

    منبع : بولتن نیوز


ادامه مطلب
[ جمعه هشتم آذر 1392 ] [ 16:20 ] [ Arzo ]

 یک آرزوی دیرین!!!

 

به نام خداوند هستی بخش جانها و زمین؛

این نکته روشن است که بسیاری از طرفداران بابک از این گروه محبوب هنری تبریز و آذربایجان اثری ماندگار می خواهند، کاری ماندگار که بر تارک هنر شهر تبریز بدرخشد و آنچنانکه بایسته است نظر هر قشر از جامعه خصوصا بزرگان هنر را به خود جلب نماید، موید این مطلب نظردوست عزیز و محترمی است که این مطلب را برای من و این وبلاگ کامنت گذاشته و من با اجازه گرفتن از این شخص عزیز نظر ایشان را در این پست منتشر می کنم تا دیگران نیز با  ارسال افکار و نظرات ارزشمندی که در ذهن دارند ما را در پیشبرد این تقاضا و هدف یاری نمایند،تا که شاید این پست جرقه ای باشد برای  شروع یک کار ماندگار و اثربخش.

 

کامنتِ دوست عزیزمان با نام غ .بخشنده

سلام دوستان هنرمندان محبوب اذربایجان گرون بابک نهرین...
بسیار خوشحالم که توانستم از دریچه اینترنت کارهایتان را دنبال کرده ولذت ببرم.بنده بابک نهرین را در برنامه ای که به همراه استاد منوچهر ابراهیمی نوازنده چیره دست تبریز در شاهگلی دیدم.نمایشنامه ی کمدی وشادی در کلاس درس ومشق ومعلم....روزهایی بود که مردم ما خنده را فراموش کرده بودند.یک تبسم کوچک روی لب کسی دیدن دران روزها بسیار کم بود.اما بابک دوباره خنده را به مردم اذربایجان برگرداند.در سن افتخار این را داشتم که اندکی در باره هنر تئاتر باهم گفتگویی داشته باشیم.ان روزها نگاه بابک با طنز خاص خودش بسیار عمیق بود ومعنادار ...بنده هر روز که می گذرد انتظار ان کارهایی را می کشم که روزی بابک حرفش را میزد.کارهای کلیشه ای وگیشه ای وتکراری فکر می کنم خود بابک ویارانش را هم خسته کرده است.شناخت بابک از هنر ودیدگاهش به هنر ان چیزی نیست که تا به حال دیده ایم.اما هر چه که هست بنده بابک ویاران را دوست دارم ومنتظر ان روزم که بابک را در جایگاه اندیشه اش نسبت به هنر در سر صحنه ها ببینم.هر چند به قول شاملوی بزرگ اگر غم نان بگذارد....

***

سلام دوست عزیز....از اینکه کلی زحمت کشیده وکارها وفعالیت های این هنرمندان زحمتکش اذربایجان را گرد اوری کردی بسیار سپاسگزارم.


دوست عزیز وهموطن گرامی ام....از مطالبی ومقالاتی که نوشته ویا در سایت خود گذاشته ای خوشحالم از اینکه با فردی حرف می زنم که هنر را می شناسد وبه تئاتر نگاه عمیقی دارد.بابک نهرین وعلیرضا(از اینکه با اسم کوچکشان وبدون پیشوند اقا ویا هر لقب احترامانه دیگر خطاب کرده ام عذرخواهی کرده ولازم است که بگویم بابک وعلیرضا عضو تک تک خانواده های اذربایجان شده وخودمانی شده اند)ویاران تلاشگر هنرمندشان خنده را به خانه های مردم برده وباداوری کرده اند که خنده در قبال مشکلات امروز زندگی نیاز اساسی وداروی اساسی افسردگیهاست.با اینکه جوان سال بودند اما کاری را شروع کردند کارستان ...وکارهایشان بر تارک هنر اذربایجان خواهد درخشید.خنداندن مردم بسیار سخت تر از به گریه انداختنشان است.وکار هر کسی نیست.واز این بابت بابک ویاران موفق بوده اند.
اگر نظری به جامعه امروز خودمان بیندازیم ومردم اذربایجان را از نظر تحصیل وسواد وعلم وهنر شناسی وهنر دوستی بسنجیم نتیجه ای که بالطبع به دست خواهیم آورد نسل باسواد وتحصیل کرده وهنر شناس وهنر دوست اذربایجان رقم قابل توجهی خواهد بود.ایا شما فکر می کنید گروه نهرین در کارهایشان این قشر قابل توجه را هم اقناع می کنند؟چنانچه هر سخنران ماهر نسبت به شنوندگانش سخنرانی خود را تنظیم می کند وطعمه هر کسی را به جلوش می گذارد.آیا وقت آن نرسیده است که بابک عزیز وعلیرضای دوستداشتنی ما ویاران هنرمندشان این قشر را هم هر از گاهی در نظر داشته باشند.اذر بایجان مهد هنر است وسینمارا با مشهدی عباد نزدیک به صد ساله می شناسد.
امیددارم که نظر مرا با دوستان در میان بگذاری وجوابی در زیر همین صفحه مرقوم بفرمایی تا به ادامه مطلب بپردازیم.ممنون از همگی....

[ جمعه بیست و چهارم آبان 1392 ] [ 12:0 ] [ Arzo ]
 

دانلود یکی از آهنگ های زیبای بابک در نمایش "عشق ممنون"

 

دانلود

 

- با تشکر از کاربر محنرمی که در سایت آپارات این آهنگ زیبا را آپلود نموده است.

[ چهارشنبه هشتم آبان 1392 ] [ 22:31 ] [ Arzo ]
 

عکس های بابک نهرین در سریال شبکه سه و نیم

 

کارگردان : داریوش کاردان

بازیگران: داریوش کاردان ،بابک نهرین، مهران غفوریان، معصومه کریمی،جواد رضویان،حسین رفیعی و...

 

 

سال پخش: ۱۳۸۴

 

[ شنبه بیست و هفتم مهر 1392 ] [ 12:52 ] [ Arzo ]

 

نام آهنگ : حیف او سوگیه

خواننده :  بابک نهرین

 

او یالانچی ایللر ایله دیمز می

آن سالهای دروغین ارزش سال رو نداشتند؟

گولی وردین وردیین گوله دیمز می

گل رو دادی ، ارزش گلی که دادی رو نداشتند؟

گوزومده چاغلایان سله دیمز می

ارزش سیل خروشان تو چشم هام رو نداشتند؟

حیف او سوگیه او محبته

حیف اون عشق حیف اون محبت

 

بیر دفعه اورکدن گوله بیلمدیم

یک بار نتونستم از دل بخندم

کونلومو کیمسیه وره بیلمدیم

نتونستم به کسی دل ببندم

سندن باشکاسینی سوه بیلمدیم

جز تو کسی رو نتونستم دوست داشته باشم

حیف او سوگیه او محبته

حیف اون عشق حیف اون محبت

 

سن سیز گجه لریم یوخی بیلمدی

بدون تو شب هام خواب رو نفهمیدند

ایچیمده آلیشان آهی بیلمدی

آه گیر کرده تو وجودم رو نفهمیدند

من بیلدیم سن بیلدین چوخی بیلمدی

من فهمیدم تو فهمیدی خیلی ها نفهمیدند

حیف او سوگیه او محبته

حیف اون عشق حیف اون محبت

 

دانلود آهنگ

[ چهارشنبه هفدهم مهر 1392 ] [ 15:23 ] [ Arzo ]

 از همدیگر جدا نمی‌شویم/ انگه بی بویوک آقا فوت کرد  

 

گفت‌وگو با بابک نهرین و علیرضا رنجی پور
عسل محسنی
منبع : اهراب نیوز

هنر برای هر کسی یک معنا دارد. برخی معتقدند «سرگرم کردن» خودش هنر بزرگی است. اگر سرگرمی را هنر بدانیم، گفت‌وگوی امروز ما با یک گروه هنری موفق است. گروه هنري «بابك» يكي از گروه‌هاي مشهور و خوش ذوق هنری در آذربايجان است كه در زمينه نمايش‌هاي طنز، با ابتكار و خلاقيت‌هاي خود، خوش درخشيده‌اند. «بابك نهرين» و «علي‌رضا رنجي‌پور» دو جوان آذربايجاني چند سال پيش آن را بنا نهاده‌اند كه موافقان و مخالفان بسياري دارند. البته که شهرت آنها این روزها فقط منحصر به خطه آذربایجان نیست و سی‌دی‌هایشان در سرتاسر ایران دست به دست مي‌چرخد. 

يكي از شاخصه‌هاي مهم جامعه مدرن و مردم‌سالار، فعاليت آزاد گروه‌هاي فكري و هنري مختلف (البته در چارچوب‌هاي عقيدتي مورد قبول و منطبق با هنجارهاي جامعه) و در مقابل، فعاليت جريان‌هاي منتقد آن گروه‌هاي فكري و هنري است. همين كنش و واكنش است كه موجب بالندگي جامعه در ابعاد مختلف نظير هنري، فرهنگي، سياسي، اجتماعي و... مي‌شود و آستانه تحمل و نقدپذيري را بالا مي‌برد و در‌نتيجه «اصلاح» و ترقي حاصل مي‌شود. شوخی‌ها و کنایه‌هاي آنها در طنزهایشان دهان به دهان بین آذری‌زبانان مي‌چرخد، آنها اکثرا علیه برخی رفتارهای جوانان انتقاداتی دارند و اتفاقا توانستند اثر گذار هم باشند! 

فعاليت‌هاي هنري نظير تئاتر، نمايش و سينما، به ويژه نوع طنز و كمدي، همواره مورد نقد منتقدان سرسخت قرار مي‌گيرد. گروه هنري معروف به «بابك نهرين» يا همان «صمد و ممد» نيز از اين قاعده مستثني نيست. چند سال پيش دو جوان آذربايجاني، به نام‌هاي «بابك نهرين» و «عليرضا رنجي‌پور» بناي گروه طنزي را در شهر تبريز بنيان گذاشتند كه بعدها «تقي‌پور» نيز به اين زوج هنري افزوده شده و اين سه مثلثي را شكل دادند كه يك پاي ثابت نمايش‌هاي طنز و جنگ‌هاي شاد آذربايجان شرقي، غربي و اردبيل بود. چندي نگذشت كه لوح‌هاي فشرده هنرنمايي‌هاي اين گروه هم به بازار آمد و مورد اقبال جوانان و نوجوانان قرار گرفت و هنوز هم این اقبال ادامه دارد و این محبوبیت حالا دیگر فقط منحصر به ترک زبان‌ها نیست. در ادامه گفت گوی ما را با «صمد و ممد» خواهید خواند. 

رنجی‌پور همان «ممد» محبوب آذری‌هاست و نهرین همان «صمد». اگرچه این روزها در سی دی فروشی‌‌ها و بسیاری از سوپرمارکت‌ها آثار آنها، بدون هیچ نامی و به صورت کپی‌هايي، در دسترس است، اما آنها از شرکتی مي‌گویند که با وجود اخذ مجوزهای لازم، برای پخش آثار آنها از ايشان پول خواسته است و این هم شاید در نوع خود طنز جالبی باشد!


آقای نهرین، شما از ابتدا به كار تئاتر وارد شديد، يا قبل از آن، به عنوان مجري يا شو من، فعاليت مي‌كرديد؟
نهرین: کارم را از رادیو شروع کردم و بعدها هم وارد تئاتر و تلویزیون شدم. 

آقای رنجی‌پور، شما نقش مكمل آقاي نهرين هستيد، اما در بسياري از اجراها، به صورت انفرادي، ظاهر شده‌ايد. دليل آن چيست؟
رنجی پور: در جواب این سوال، به نظر بنده چنین مي‌رسد که ما در ایفای نقش‌ها و باتوجه به نوع نمایش‌ها، مکمل همدیگر هستیم و در کنار هم موفق عمل مي‌کنیم و در مورد این که در یک دوره کوتاه آن‌طور كه شرایط ایجاب مي‌كرد به صورت جداگانه فعالیت كرديم که دلیل اصلي آن درخواست همکاری و اجرای برنامه در شهرهای مختلف کشور، بود و هیچ دلیل دیگری ندارد. 

می‌خواهید تعارف کنید یا برای به‌وجود نیامدن حاشیه‌ها این حرف‌ها را میزنید، در سال‌هاي گذشته، در آثار متعددی شما به تنهایی ظاهر شدید و آقای نهرین هم همین‌طور، در اینترنت و جامعه‌هاي مجازی هم شایعاتی در این باره مطرح شده است!
رنجی‌پور: نه ما از همدیگر جدا نمی‌شویم؛ همان‌طور هم که خودتان می‌دانید، شایعه است؛ گاهی فقط شرایط کاری ایجاب کرده که ما جدا کار کنیم. يك بار ما در تبریز اجرا داشتیم و آقای نهرین مجبور شدند اجرای سرعین را به تنهایی بروند، برای همین شایعاتی ایجاد شد. اگر مشکل جدی وجود داشت که ما اصلا بعدها هم همکاری نمی‌کردیم. گروه ما آنقدر انعطاف دارد که مشکلی هم، اگر باشد، حل و فصل می‌کنیم و باز در کنار هم می‌مانیم. 

آقای نهرین، شما کار خود را از چه سالي و چگونه آغاز كرديد؟
نهرین: از سال ۱۳۷۱ از کلاس‌های بازیگری، تئاتر را زیر نظر استادانی چون دکتر احمد دامود، زنده یاد خانم پروانه مژده و زنده یاد استاد محمود قبه زرین شروع کردم. در جشنواره‌هاي متعدد تئاتر شرکت کردم که دوبار پیاپی در جشنواره بین‌المللی تئاتر طنز اصفهان برنده تندیس جشنواره و دیپلم افتخار و بازیگر اول جشنواره شدم. در سریال‌ها و برنامه‌هاي تلویزیونی به ایفای نقش پرداختم و ... 

كار گروهي را چگونه مي‌بينيد؟ كار كردن با آقاي رنجي‌پور را ترجيح مي‌دهيد يا فكر مي‌كنيد به صورت فردي نيز موفق هستید؟
شیوه کار ما بر پایه کار گروهی است و شیوه کارگاهی در کارهای ما بهتر جواب مي‌دهد. کار کردن با آقای رنجی پور را ترجیح مي‌دهم، چون به نظرم، من و آقای رنجی‌پور مکمل همدیگر هستیم و کار کردن، بدون رنجی‌پور، هیچ لطفی برای من ندارد. 

آقای رنجی پور، شما چرا تك كاراكتر هستيد؛ يعني هميشه در يك نقش خاص و قالب خاص حضور داريد؟ گريم و.. هميشه يكسان است؛ خسته‌كننده نشده است؟
رنجی پور: اگر به کارهای قبلی ما نیم نگاهی بیندازید، می‌بینید که بنده قابلیت تغییر نقش را دارم، به‌طوری که در برخی از نمایش‌ها در نقش زن پوش ظاهر شده‌ام و باز به نظر بنده، اگر زیر نظر یک کارگردان کارکشته باشم، قابلیت اجرای هر نقشی را در خود مي‌بینم و به کار خود و آقای بابک نهرین ایمان دارم و باید این را در نظر بگیریم که ما در شهرستان‌ها امکانات و شرایط پیشرفت موجود در پایتخت را نداریم. 

گروه شما در سال‌هاي گذشته چه تغييراتي كرده و در حال حاضر تركيب آن چگونه است؟
نهرین: همان ترکیب سابق است، اما با تفاوت اینکه دوست عزیزمان آقای کریم احمدپور (نقش انگه بی بویوک آقا) به رحمت خدا رفته‌اند و یک تغییر اساسی و عمده‌ که پیدا کرده بهره‌مندی از كارگردانان و همکاری با ايشان در زمینه تئاتر مي‌باشد. 

واقعا؟ چرا فوت کردند؟
والا دست من نبود، دست خدا بود. این که چرا فوت کردند را من نمي‌دانم فقط دلیلش سکته قلبی بود تا جایی که من اطلاع دارم. 

آقای نهرین، کمی درباره سابقه خود بگوييد، شما از كي به اين حرفه روي آورديد و پيش از آن چه كاره بوديد؟
رنجی پور: از پنجم ابتدایی که سر صف، ناظم محترم اعلام کردند که آیا کسی هست که برنامه‌ای برای بچه‌ها اجرا کند نمي‌دانم چه مناسبتی بود، دستم را بالا بردم گفتم من، کلاسور کهنه خود را که زیاد اوضاع و احوال مستحکمی نداشت پاره‌تر کردم و بر سرم گذاشتم و جلوی صف یک تنه با گفتن دیالوگ‌هايي، به صورت بداهه، بچه‌ها را خنداندم. در خانه وقتی پدر عزیزم از سر کار برمي‌گشت و مي‌دید کفش‌های نویی را که دیروز برایمان خریده بود ما (من و برادر بزرگم) پاره کرده بودیم (این کار، کار همیشگی ما بود) وقتی پدرم مي‌خواست ما را تنبیه کند، من همیشه او را مي‌خنداندم و مانع شدت تنبیه مي‌شدم. دلتان به حال من و برادرم نسوزد شما به جای پدر ما بودید، از دست ما فرار مي‌کردید. پدر و مادر من بهترین پدر و مادر روی زمین هستند و اما در دوران راهنمایی، استادهای عزیزم جناب آقای پرتوی و آقای گنجعلی‌زاده، در کلاس‌های پرورشی، زحمت‌هاي زیادی برای من کشیدند و در گروه‌هايي كه منجر به تشکیل گروه تئاتر مدرسه‌ای شد فعاليت مي‌كردم. در دوران هنرستان، با دوست عزیزم آقای علی یاوری افشرد آشنا شدم و گروهی تشکیل دادیم؛ بعد از آن در دوران دانشگاه، با آقای نهرین و آقای بهمن تقی‌پور و زنده یاد کریم احمدپور آشنا شدم و در گروه صمد و ممد فعالیت کردم و فعالیتم تا حال ادامه دارد. در حال حاضر دانشجوی رشته جامعه‌شناسی هستم، با اینکه قبلا در دانشگاه، برق صنعتی خوانده‌ام، حال فعالیت هنری دارم. باید شما عزیزان هم زیاد انتظاری از بنده حقیر سراپا تقصیر نداشته باشید. 

بگذریم... شما يك شبكه خانگي غيررسمي هستيد؛ منظور اينكه توانستيد بين مردم وارد شويد و برنامه‌ها و اجراهاي شما به طور غيررسمي در سراسر كشور به فروش مي‌رسند؟ چگونه اين كار را انجام داديد؟
نهرین: به نوعی مي‌توان گفت که چون کارهای ما باب میل مخاطبان بوده، این امر باعث شده که کارهای ما به صورت گسترده و غیررسمی، توسط خود مخاطبان، در سراسر کشور پخش شود.
رنجی‌پور: بنده نمی‌دانم به چه دلیلی آثار ما به صورت گسترده در کل کشور پخش مي‌شود، ولی این را مي‌دانم که مردم پیگیر کارهای جدیدی از گروه ما و علاقه‌مند و طرفدار پروپاقرص گروه ما هستند و ما خادم این مردم عزیز و بزرگوار هستیم. 

يك سريال از شما، با عنوان آخرين مهلت، پخش شد كه اقبال جالبي هم داشت؛ چرا چنين كارهايي را با توجه به بازخورد آن ادامه نداديد؟
نهرین: با توجه به این که بنده تهیه‌کننده این کار بودم و با در نظر گرفتن اینکه این کار یک کار تلویزیونی بوده و با درنظر گرفتن هزینه‌هاي بالای توليد، چنین برنامه‌هایی نیازمند حمایت از سوی نهادهای مرتبط مي‌باشد. 

آقای رنجی‌پور، شما درباره سريال «آخرين مهلت» بگوييد؟ آنچنان كه بايد در اين سريال ظاهر نشديد؟
رنجی‌پور: به نظر بنده در یک اثر هنری کارگردان، به‌عنوان خدای کار، اطلاق مي‌شود و در این کار ایشان ما را چنین خلق کردند. 

شما را چه بايد صدا كرد؛ هنرمند، شومن يا بازيگر؟ چرا؟
نهرین: هرچه مي‌خواهد دل تنگت بگو. من ترجیح مي‌دهم مرا همان بابک نهرین صدا کنید.
رنجی پور: من بنده‌ای هستم از بندگان خدا. آرزویم این است که روزی هنرمند شوم و در رشته بازیگری فعالیت کنم. 

مردم چطور به شما نگاه مي‌كنند و برخورد آنها با شما چيست؟
رنجی‌پور: من خاک پای این مردم عزیز هستم، دست بوس یکایک این مردم هستم، به لطف خدا، هر چه داریم از محبت و الطاف این مردم عزیز داریم. 

آقای رنجی‌پور، شما چرا آنقدر متواضعانه جواب‌هاي ما را مي‌دهید، البته شکسته نفسی شما قابل تقدیر است ـ که ای کاش برخی از مدعیان هم مثل شما بودند ـ اما توجه داشته باشید که نقش شما از نظر هنرمندان دیگر هرچه باشد، مقبوليتي دارد که مثال زدنی است، واقعا بگویید چرا؟ انتظار ندارید که باور کنم خودتان نمی‌دانید؟
رنجی‌پور: محبوبیت لطف خداست، من ولی نمی‌دانم از کجا به وجود آمده است. ما تلاش کردیم، خدا هم خواست. مردم هم لطف دارند. امیدوارم اگر کاستی‌ای هم داریم، به بزرگواری خودشان ببخشند. ما خاک پای مردمیم. خوشحالیم که توانسته‌ایم خوشحالشان کنیم. 

تاكنون كاري براي انتشار رسمي، تحت عنوان شركتي خاص، براي كارهايتان انجام داده‌ايد؟ مثل كاري كه براي سريال طنز ساخت ايران انجام شد؟ موانع اين كار چيست؟
نهرین: متاسفانه، به‌رغم تلاش‌هاي ما براي گرفتن مجوز پخش و هزینه‌هايي که برای آماده کردن پکیج‌هاي نمایشی كرده‌ايم، کارهای ما توسط دست‌هاي پنهان به صورت غیررسمی به دست علاقه‌مندان رسیده است. ما از ارشاد مجوز گرفتیم. آن شرکت گفت که باید پولی هم بدهیم برای این که منتشر شود و هیچ دستمزدی هم به ما داده نمي‌شود.
رنجی‌پور: یک بار خواستیم کار خودمان را به صورت حرفه‌ای و تله‌تئاتر ضبط کنیم و از طریق یکی از رسانه‌هاي خانگی به صورت اصولی و رسمی با کیفیت مطلوب از بابت محتوا، صدا و تصویر و دکور و کارگردانی و... ارائه دهیم، ولی از طرف یکی از همین شرکت‌ها که نمي‌خواهم اسمش را بیان کنم از ما چنین حمایتی شد که فرمودند با رعایت تمامی اصول مرتبط و اخذ مجوزها و تايیدهاي لازم جهت پخش در رسانه خانگی، مبلغ هنگفتی را برای پخش از گروه ما درخواست کرد و درآمد کل فروش از این اثر را به خود اختصاص مي‌داد که این مطالب بنا به گفته یکی از دوستان عزیزم که برای هماهنگی جهت عقد قرارداد رسمی با این شرکت وارد مذاکره شده بود و نتیجه‌ای از این کار نگرفتند و این یکی از دلایلی است که آثار ما به صورت رسمی در دست مخاطبان عزیز نمي‌باشد. 

کدام دست‌هاي پنهان؟ برای مخاطبان ما بيشتر توضیح دهید، چرا با یکی از شرکت‌هاي پخش آثار سینمایی برای فروش و توزیع سی دی هایتان ارتباط برقرار نمي‌کنید؟ مردم و مخاطبانی که برای دیدن آثار شما، حاضرند هزاران تومان هزینه پرداخت کنند آیا مشتریان و مخاطبان بالقوه‌ای به شمار نمي‌روند؟ در گرفتن مجوز پخش و توزیع مشکل دارید، یا صرفا مشکل شما بازار سیاه و سارقان آثار هنری ست؟
نهرین: از ارگانش نامی نمي‌برم، اما ما آرشیومان را برای دریافت مجوز به یکی از شرکت‌ها بردیم و از آن به بعد کارها به‌طور غيررسمي منتشر شد. برای آثار هنری، همیشه، سارق وجود دارد و این امر به فعالیت همه هنرمندان ضربه میزند. یک بار هم کار را براي كسب مجوز ارائه دادیم و از همان جا انگار سرقت شروع شد. اتفاقا مردم قدر زحمت را مي‌دانند و کارها را به‌طور غیررسمی کپی نمي‌کنند. به نظرم این سرقت، کار سی دی فروش‌هاست. واقعا بر سر این مسائل اذیت شدیم. امیدوارم تدبیری برای این گونه مسائل اندیشیده شود.

[ سه شنبه نهم مهر 1392 ] [ 11:22 ] [ Arzo ]

برنامه تلوزیونی" پل " Körpü

کانال جمهوری آذربایجان

مکان: تبریز

 

من این مصاحبه و گفتگو در فضای صمیمی را برای هم وطنان فارسی زبانمان ترجمه کرده ام که متنش را در زیر مشاهده می نمایید.

 

 برای مشاهده ترجمه به ادامه مطلب بروید.

 DOWNLOAD

دانلود فایل تصویری

 1

 2

 3

راهنمای دانلود : اول گزینه free download رو انتخاب کنید- بعد creat download link و در آخر گزینه download now را بزنید.


ادامه مطلب
[ پنجشنبه چهارم مهر 1392 ] [ 13:24 ] [ Arzo ]
 

    عشق    نان    گازی موتور

              

          Aşk  Ekmek  Gaz Motoru     

      

 Babək 

Sanat Grubu

DOWNLOAD

 

توجه۱ : لینک دانلود این نمایش را در کیفیت خوب و صرفا برای

 کسانی آماده کرده ام که به سی دی های این گروه دسترسی

ندارند  .به امید موفقیت روز افزون گروه هنری بابک و شادی دوستان عزیزم.

 توجه ۲ :هر زمان که بدانم ممکن است مشکلی به وجود بیاید لینک ها حذف خواهند شد. تا بررسی های لازم به صورت آزمایشی روی سایت باقی خواهند ماند.

 توجه ۳ :عده ای از دوستان به من اطلاع دادند که بعضی از لینک ها مشکل پیدا کرده اند من خودم چک کردم و مشکلی نداشتند . دوستان شماره لینک هایی را که مشکل دارد در قسمت نظرات اعلام کنند تا در صورت پیدا کردن وقت کافی از نو آپلود کنم.

download1 

2

3

4

5

6

7

8

9

10

11

12

13

در صورت عدم موفقیت در دانلود به ادامه مطلب مراجعه و از لینک های جدید استفاده نمائید. 

راهنمای دانلود : اول گزینه free download رو انتخاب کنید- بعد creat download link و در آخر گزینه download now را بزنید.


ادامه مطلب
[ یکشنبه سی و یکم شهریور 1392 ] [ 10:26 ] [ Arzo ]

 

۱- بابک نهرین . (برای توضیحات بیشتر به پست بیوگرافی این هنرمند عزیز مراجعه نمایید)

 

   

 

۲- علیرضا رنجی پور.(برای توضیحات بیشتر به پست بیوگرافی این هنرمند عزیز مراجعه نمایید)

 

۳- بهمن تقی پور .

 متولد ۱۳۵۶بازیگر تئاتر و فعال هنر تعزیه در تبریز .

 

 ۴- حامد نهرین

برادر کوچک بابک نهرین دانشجوی دانشگاه هنر.در نمایش های گروه بابک نقش پسر کدخدا " مهندس " را به خوبی ایفا می کند.

 

۴ - محسن خدابنده

متولد تبریز .تهیه کننده ، نویسنده و کارگردان فیلم و سریال .در مقطعی در این گروه بازی می کرد که از مهمترین آنها نمایش " اوش پخمه بیر ژیان " است.
 
بیوگرافی این هنرمند به نقل از وبلاگ :  "سخنی با گروه هنری بابک "
 
متولد  پنجم دی پنجاه و چهار  میباشد.

کارش را از ۷۲ با تئاتر شروع کرده است.یک زمانی کاریکاتورمی کشید با نمایش حیدربابایه سلام کار بازیگری را شروع کرده در زمینه نویسندگی نمایشها و ترانه ها با گروه صمد ممد همکاری می کند.

به خاطر همکاری با تلویزیون فرصت  کار صحنه ای ندارد وبا مرکز تبریز ارومیه اردبیل شبکه سحر دو یک و خبر همکاری کرده است.هم اکنون مشغول کارگردانی سریال آداخی برای مرکز ارومیه میباشد.برای دلش فیلم کوتاه و ترجیحا مستند می سازد که آخریش" زیبای پنهان "بود که سه جایزه بین المللی دریافت کرد

و درجشنواره ایرپن فیلم اکراین فیلم اول انتخاب شد

فیلم میسازد. کار تبلیغاتی هم میکند. "من اولوم هن؟ "را زیاد می گوید.

خوب شعر می گوید خوب می نویسد صدای خوبی هم دارد.

از جمله معدود بازیگران گروه است که وبلاگ شخصی اش را به روز میکند.

فیلمهای مستند و طنز دوست دارد. 

 
 
 
 
۵- شادروان کریم احمدپور
 
 
بازیگر نقش "انگه بویوک آقا " در نمایش طنز گروه بابک "اخراجی ها". در نمایش ها نقش آقای گزارشگر یا فارس زبان را ایفا می کرد. این بازیگر  جوان در اواخر دهه هشتاد بر اثر ایست قلبی در گذشت.
 
 
 
 
از سمت راست :علیرضا رنجی پور،کریم احمدپور،بهمن تقی پور
 
 
 
۶- سیامک افسایی
 
متولد ۱۳۵۰ تبریز .نویسنده وکارگردان بسیار موفق و بازیگر تئاتر. او همچنین دکتر دامپزشک است و در بعضی از نمایش های گروه بابک نیز ایفای نقش کرده است .
 
 
 
از سمت راست : بابک نهرین ، سیامک افسایی
 
 
۷ - نوروز سلیمانی
 
متولد ۱۳۵۹ تبریز.مرد کوتوله جذاب و پای ثابت نمایش این روزهای گروه بابک می باشد.
 
 
 
 
۸- بهزاد زرینه بافی
 
 يكي از طنز پردازان آذربايجان و شهر تبريز است و علاوه بر كار طنز در برنامه هاي كودك نيز فعاليت دارد . و در گروه هنری بابک نیز مسئولیت صدا و موسیقی بر عهده اوست.
 
 
 
 
[ چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1392 ] [ 10:48 ] [ Arzo ]

گفتگو با بابک نهرین

 

همین كه می توانیم مرد آذری را كه خسته و كوفته به خانه می رسد را در كنار خانواده شاد كنیم و لبخند به لب ایشان بنشانیم برای من و گروه من كفایت می كند

بابك نهرین  متولد 13 اسفند 1358 در  تبریز است. ازدواج كرده و یك دختر یك ساله به نام مهتا دارد. از سال 1370، كار خود را در محضر اساتیدی چون: مرحوم اسد صادقی، پروانه مژده و... آغاز كرده است. در سال 1373، وارد رادیوی استان آذربایجان شرقی می شود و فعالیت حرفه ای خود را از این سال به طور رسمی پی می گیرد.

پس از حضور در رادیو وارد تلوزیون استانی شده و در چند سریال از جمله عباد و قباد، برنامه اولین ها و مجموعه طنز ژنرال ژیگوله، كار وی وارد مرحله جدی تری شد. پس از آنها، در مجموعته «ایستی - سوئوخ» (یا گرم و سرد)به ایفای نقش می پردازد كه از اینجا به بعد، بیشتر برای مردم آذربایجان شناخته می شود.. به خاطر بازی در این سریال در جشنواره طنز اصفهان در سال 85 و 86 صاحب رتبه می شود. ادامه مباحث را در جریان گفتگو ملاحظه كنید.

***

*از كی كارتان به شكل جدی ادامه یافت؟

بعد از آنكه در جشنواره طنز اصفهان صاحب رتبه شدم، آقای خمسه كار مرا دید، كه از آن مقطع دعوت به همكاری در برنامه حیاط خلوت شدم. بعد از آن كار دوباره به تبریز برگشتم و چند سریال و تئاتر اجرا كردم. پس از آن دوباره به تهران آمدم و در مجموعه طنز «شبكه سه و نیم» افتخار همكاری با آقای كاردان را برای شبكه سوم سیما داشتم. بعد از آن با آقای جواد رضویان در مجموعه تعطیلات تعطیل یا تعطیلات خوش بگذرد برای شبكه دوم سیما همكاری كردم. در مجموعه قرارگاه مسكونی نیز با آقای رضویان همكاری داشتم.  پس از آن دیگر به تهران نرفتم و به تبریز بازگشتم.

*به لحاظ ساخت فرهنگی منطقه آذربایجان، در پاره ای از موارد فعالیت هنری توسط خانواده ها تخطئه می شود، برای شما چگونه بوده و آیا در آغاز با مشكلی روبرو نشدید؟

اتفاقا من در خانواده ای هنرمند پرورش یافتم. عموهای من همگی هنرمند هستند، اما اكثرا در زمینه هنر موسیقی فعالیت می كنند. عموهایم در تهران آموزشگاه موسیقی دارند و یكی از عموهایم اتفاقا استاد سه تار است و در برخی كارهای استاد بزرگوار، جناب آقای ناظری(نظیر آتش در نیستان و ...) همكاری داشتند. اما پدر خود من، نوعا با فعالیت در زمینه هنرهای نمایشی مشكل داشتند. ایشان در ابتدای كار مخالفت هایی داشتند اما پس از اینكه كارم وارد مرحله حرفه ای شد، ایشان نیز نه تنها مخالفت خود را ادامه ندادند، بلكه به لحاظ معنوی، حمایت هایی نیز كردند. می دانید كه در خانواده های آذری زبان، احترام بزرگترها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. به همین سبب و از آنجا كه پدرم در آن زمان به من اجازه تحصیل در رشته هنر را ندادند، من هم صرف نظر كردم، اما امروز خوشحالم كه برادر كوچكم اجازه پیدا كرد كه در رشته هنرهای زیبا به ادامه تحصیل بپردازد.

*در مورد روند شكل گیری گروهتان توضیح بدهید، از كی تشكیل شد و چه شد كه به اینجا رسید؟

در سال 70 كه كارم را شروع كردم، اصلا  كار طنز نمی كردم. مثلا كارسلطان مار نوشته استاد بیضایی را شش ماه تمرین می كردم، بعد شش ماه یك ماه اجرای عمومی گذاشتیم كه نهایتا منجر به آن شد كه در آن زمان ما نه تنها انتفاعی نداشتیم بلكه هزینه شخصی سنگینی هم تقبل كردیم! خب طبیعتا این صرفه اقتصادی برای ما نداشت و ما هم از ابتدا دوست داشتیم این كار را به شكل حرفه ای دنبال كنیم، بر این اساس تصمیم گرفتیم یك كار كمدی انجام دهیم. خیلی اتفاقی، یك سالن در ائل گولی تبریز گرفته بودیم كه به همراه آقایان بهمن تقی پور، علیرضا رنجی پور سه نفره كار را شروع كردیم. همین كار كمدی در ائل گولی برای ما دریچه ورود به این كار شد. پس از آن بود كه تراكتور سازی برای یك جشن ارگانی از ما دعوت كرد تا اجرای كمدی داشته باشیم. 11 شب اجرا داشتیم كه در هر سانس آن 4 هزار نفر تماشاگر داشتیم. ما این نمایش "صمد-ممد" را در آنجا اجرا كردیم كه اولین كار كمدی ما بود.

* به همین نام هم معروف شدید، ماجرا چه بود؟

آن كار دو شخصیت داشت كه یكی صمد بود(كه من بازی می كردم) و دیگری ممد(كه آقای رنجی پور آن را بازی می كرد)

* چطور شد كه این اجرای شما تا این اندازه مشهور شد؟

خب، فیلم آن اجرا را تكثیر كردند و به تماشاگران دادند. یك هفته بعد، دیدیم كه نمایش ما همه جا هست! یعنی یكباره ما متوجه شدیم كه سی دی آن كار در بازار در تیراژ وسیعی تكثیر شده و با اقبال عمومی نیز مواجه شده است!

* این اتفاق چه سالی بود و پس از آن چه شد؟

در سال 73 و 74 اتفاق افتاد. پس از آن و با نگاه به اقبال عمومی كه در نتیجه تكثیر سی دی ها بود، تصمیم گرفتیم، پس از آن اجراهایی كه داشتیم را به صورت فیلم در آورده و از طریق تكثیر سی دی بین تماشاگران توزیع كنیم.
ما با این همه علاقمند روبرو شده بودیم كه عرض كردم، حاصل همان اجرای صمد و ممد بود، بنا براین تصمیم گرفتیم یك سالن را به صورت خصوصی دو سال اجاره كنیم و هر شب اجرا داشته باشیم.
طی این دو سال، ما 13 اجرای متفاوت داشتیم كه با هماهنگی ها انجام شده، سی دی های آن به صورت  منظم منتشر و تكثیر می شد. در این مقطع یكی از اجراهای ما تحت عنوان «اوش پخمه بیر ژیان»(سه احمق و یك ژیان) بسیار مورد استقبال قرار گرفت.
از این مقطع به بعد كه در سال 87 رخ داد، تصمیم گرفتیم مجموعه ها را با دقت بیشتری تكثیر و توزیع نماییم. و آرام آرام، كارهای «افی به نیویورك می رود» و «ارباب حلقه ها » و «چال چاقیر» را كار كردیم. كه مجموعا حدودا 11 نمایش مشهور را تكثیر كردیم.
از این مقطع به بعد، كار به شكلی كه شما امروز در تهران و سایر شهرهای كشور ملاحظه می كنید همه گیر شد.

* بر اساس آنچه در وبلاگ ها و فروم ها وجود دارد در این سال ها شما با یك افت جدی مواجه شده بودید؟

بله، در این تاریخ، یعنی پس از مواردی كه عرض كردم، به دلیل فراخوانده شدن برخی از اعضای گروه برای خدمت وظیفه، گروه تا حدودی ضعیف شد و افتی داشتیم، كه اتفاقا شایعاتی نیز در مورد جدایی اعضای گروه و اختلاف و حتی مرگ من مطرح شد، كه هیچ كدام واقعیت نداشت تنها یك نمایش را من و آقای رنجی پور  به شكل انفرادی بازی كردیم.
اما پس از این افت، یك نمایش با عنوان «اخراجی های ما» عرضه كردیم. از آنجا كه ما پیش از آن مجموعه جدید، خوب در ذهن تماشاگران شناخته شده بودیم، پس از آن دوره ركود، آمدن سی دی این مجموعه جدید موجب شد تا استقبال به مراتب چشم گیر تری داشته باشیم.
پس از آن در تهران، فرهنگسرای بهمن، به مدت یك ماه هر شب برای آذری زبانان مقیم تهران برنامه گذاشتیم كه هرشب بیش از 1600 تماشاگر داشتیم. آن اجرا خیلی مورد استقبال واقع شد. آخرین نمایشی هم كه كار كردیم، مجموعه عشق ممنوع بود.

* اغلب سی دی هایی كه از شما در بازار تهران دیده می شود، بدون هیچ آرم و علامت معتبر و به صورت كپی های غیر قانونی است، در تبریز هم به همین شكل است و چرا ؟

بله؛ یك مشكل جدی كه برای ما وجود دارد، عدم رعایت كپی رایت توسط برخی سودجوهاست. ما هر زمان كه خواستیم به شیوه قانونی و با قطع دست واسطه ها سی دی هایمان را بیرون بدهیم، متاسفانه سی دی لو رفته است.

* چرا از طریق شركت های پخش رسمی و معتبر كارتان را توزیع نمی كنید تا دست این واسطه ها قطع شود؟

در تهران این شیوه به شدت مافیایی است. من یك مثال عرض كنم: نمایشی داشتیم تحت عنوان «آهنگ های دردناك» این یك كار كمدی بود كه از طریق وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ـ همچون سایر كارها ـ مجوز توزیع و تكثیرش را گرفتیم. به ما گفتند با یك شركت قرارداد ببندید تا كار شما را پخش كنند. ما رفتیم و با یك شركت معتبر(كه علاقه ای ندارم نام ببرم) مذاكره كردم و آنها در پاسخ ما گفتند ما این مجموعه را توزیع می كنیم، هیچ پولی به شما نمی دهیم و در مقابل سه میلیون تومان نیز( در سال های 80 و 81) از شما می گیریم! خب این به نظر ما ابدا منطقی نبود.

* نگاه مردم به كارتان چگونه است؟

-طبیعتا اگر مردم ما را حمایت نمی كردند هرگز امروز چنین جایگاهی نداشتیم.

* پس چرا مردم كارهای كپی و غیر قانونی شما را تهیه می كنند؟

ببینید، همین مردم با خرید همین كپی های غیر قانونی، این جایگاه را به ما دادند. به نظرم نباید رسم قدرشناسی را فراموش كرد. البته آنها هم مقصر نبودند، تاكنون ساز و كار مشخص و فراگیری برای توزیع كارهای ما وجود نداشته. اما امروز توانستیم مجوز تكثیر و توزیع كارها را خودمان دریافت كنیم و به امید خدا و با كمك مخاطبانمان، در آینده نزدیك خودمات كارها را توزیع خواهیم كرد.
البته همچنان ما آمادگی عقد قرارداد با شركت های قدرتمند در زمینه توزیع را داریم؛ اما اگر همچنان شرایط شركت های توزیع به شكل گذشته ناعادلانه باشد، تلاش خواهیم كرد خودمان كار توزیع را انجام دهیم.

 

* چند اجرا در بین مردم از كارهایتان وجود دارد؟

فكر كنم 45 نسخه كار متفاوت تكثیر و توزیع شده است.

* می دانید چند نسخه تاكنون تكثیر و توزیع شده است؟

این سوال سختی است، همانطور كه عرض كردم این كارها اكثرا لو رفته و به شكل غیر قانونی تكثیر شدند؛ البته می توان تخمین زد كه به تعداد خانواده های آذری زبان ها، ضرب در حداقل 4 نسخه، كارهای ما در بین مردم تكثیر و توزیع شده است. به بیان دیگر، هر خانواده آذری زبان لااقل 4 نسخه از كارهای ما را در خانه دارند.

* پیش از شما و هم اكنون نیز گروه های نمایشی و كمدی در آذربایجان حضور داشته و دارند، به نظر شما، علت اصلی توفیق شما در كارتان چه بوده است؟

ببینید، معروف است كه می گویند«آنچه از دل برآید، لاجرم بر دل نشیند»ما همیشه در كارمان تلاش كردیم پیامی را بدهیم كه حرف دل مردم باشد. البته كارهای هنری خاص برای قشر روشنفكر و خاص جایگاه ویژه ای دارد و برای ما بسیار قابل احترام است. اما ما از ابتدا بنای كارمان را روی كار پوپولار مآب گذاشتیم و تلاش كردیم طیف مخاطب كارمان را عامه مردم قرار دهیم. خود من هم از همان قشر عامه مردم هستم و در واقع خاستگاه اجتماعی من، قشر روشنفكر، یا طبقات مرفه و بخصوص جامعه نبوده است. بر همین اساس تلاش كردم، حرف های طبقه و قشر  خودم را بیان كنم كه دست بر قضا در اكثریت هم قرار دارند.

*  به لحاظ فرهنگی، مردم آذربایجان خیلی مشكل پسند هستند، چگونه با آنها ارتباط برقرار می كنید؟

دقیقا؛ مردم آذری زبان به هر چیزی نمی خندند. من همانطور كه عرض كردم، در كارهایی كه برای فارسی زبانان و در پایتخت تهیه و پخش شده است نیز حضور داشتم، تحقیقا دریافتم كه فارسی زبانان را می شود راحت تر خنداند. اما ما در آذربایجان با یك مشكل جدی روبرو هستیم. منطقه جغرافیایی آذربایجان كه مردم آذری زبان را در خود جای داده، شرایط سخت كوهستانی و آب هوایی را به مردم تحمیل كرده كه نهایتا شكل فرهنگ، ذهنیات و علایق آنها نیز برآمده از همن ویژگی هاست. تاجایی كه می دانم، این یك مبحث مردم شناسانه است كه اغلب كارشناسان این حوزه نیز آن را تصدیق می كنند. بر همین اساس، مردم آذربایجان همچنانكه سختی كشیده هستند و در واقع طی دوره زمانی طولانی این به یكی از ویژگی های آنان تبدیل شده است، به شدت هم نیاز دارند تا بخندند و تفریح كنند.

افتخار ما این است كه بتوانیم این مردم را بخندانیم و اوقات خوبی را برای آنها رقم بزنیم؛ اما این ابدا كار ساده ای نیست. برای رسیدن به این هدف ـ خنداندن مردم آذری ـ ما می بایست جنس سلیقه این مدم را بشناسیم. امروز نیز سعی می كنیم، مثل روز اولی كه كارمان را شروع كردیم، در كارهایمان به این نكات ظریف توجه كنیم. اما یك چیز را هم به شما بگویم؛ اگرچه مردم آذربایجان به خاطر حضور در منطقه خشن آب و هوایی سخت می خندند، اما وقتی هم كه خندیدند، دیگر خنده شان تمام نمی شود!

* اولا بگویید ماندنتان در ایران چه ثمری خواهد داشت و بعد بفرمایید در مقابل این وفاداری به آب و خاكتان چه حمایتی از شما می شود؟

- همین كه می توانیم در شادابی جامعه نقش ایفا كنیم. همین كه می توانیم مرد آذری را كه خسته و كوفته به خانه می رسد را در كنار خانواده شاد كنیم و لبخند به لب ایشان بنشانیم برای من و گروه من كفایت می كند.

اما در مورد حمایت ها، بله در سطوحی حمایت های خیلی خوبی می شود، اما متاسفانه در برخی سطوح مدیریتی كارشكنی هایی هم رخ داده است.

متاسفانه برخی برای هنر هیچ ارزشی قائل نیستند و نقش فرهنگ را در جامعه نادیده می گیرند. پیشتر هم چنین بود، اما امروز خوشبختانه باید بگویم مدیر كل صدا و سیمای مركز استان، حاج آقا «نواداد» هستند كه بسیار به مقوله هنر و فرهنگ توجه دارند. ایشان از ما حمایت های قابل توجهی به لحاظ معنوی می كنند كه برایمان بسیار ارزشمند است. در حقیقت ما درخواست حمایت مادی كه نداریم، بیشتر نیازمند حمایت معنوی هستیم.

مثلا ما سالن تئاتری داشتیم كه مدتی در آن اجرا داشتیم. در تبریز كه مردم تفریح آنچنانی ندارند، همین اجرای ما باعث می شد مردم برای تفریح به نمایش ما بیایند، در ادامه اجرای این نمایش كارشكنی هایی انجام شد(اسم نمی برم، ولی مدیرانی هستند كه نه تنها حمایتی نمی كنند، بلكه كارشكنی هایی این چنینی نیز دارند) الان ما مدت هاست در تبریز كنسرت موسیقی نداریم، اجراها هم با این كارشكنی ها مواجه می شود.

حالا شما خودتان قضاوت كنید، جوان آذری زبان كه در تبریز نه كنسرتی دارد و نه نمایشی می تواند ببیند، از سوی دیگر به راحتی و سهولت می تواند چه به شكل قانونی و چه به شكل قاچاقی به اربیل، نخجوان یا باكو برود، چه باید بكند؟ خب اربیل و نخجوان و باكو می رود و زرق و برق آنجا او را شیفته می كند و... آینده هم مشخص است.

از سوی دیگر، ما كه از محل توزیع سی دی هایمان در آمدی نداریم. چون اصولا سی دی ها به شكل غیر قانونی كپی و توزیع می شوند، نهایتا ممكن است به خاطر مسائل مالی این گروه از هم بپاشد، آیا حضور ما برای فرهنگ و هنر این منطقه بهتر است یا عدم حضورمان؟

علاوه بر آن، ما می توانیم نیاز آذری زبانان را به تفریح برآورده كنیم و همزمان با آن نیز می توانیم مفاهیم مهم فرهنگی را به زبان طنز به مخاطب خود انتقال دهیم، كما اینكه سابقه مان هم همین را نشان می دهد، چرا باید جلوی كار ما كه در داخل فعالیت می كنیم گرفته شود و به طور غیر مستقیم به اثار خارجی (كه بعضا مبتذل هستند و با فرهنگ ایرانی ما نیز سازگاری ندارند) بها داده شود؟ اینها سوالاتیست كه برای ما به وجود می آیند.

منبع:نصرنیوز

[ دوشنبه هجدهم شهریور 1392 ] [ 23:16 ] [ Arzo ]
 

افی به نیویورک می رود

 

Effie New York'a gider  

 

  Babək 

Sanat Grubu

DOWNLOAD

دانلود فایل اول

دانلود فایل دوم

 

راهنمای دانلود : اول گزینه free download رو انتخاب کنید- بعد creat download link و در آخر گزینه download now را بزنید.

[ یکشنبه هفدهم شهریور 1392 ] [ 17:33 ] [ Arzo ]

 

مش اسماعیل آی لا پلپ

سلام.من شادی هستم.نویسنده وبلاگ سخنی با گروه هنری بابک

 طرفدار گروه صمد ممد.میدونم که مصاحبه خیلی دوست دارین

اولین مصاحبه این وبلاگ را با آقای رنجی پور بازیگر نقش مش اسماعیل

و گلناز خانم انجام داده ام.من برای این مصاحبه آقای رنجی پور را به جان افلاطون

و ذکریا و ارسطو و پرستو قسم دادم و لازمه که بگم آقای رنجی پور فردی مهربان

خونگرم با حوصله و خوش برخورد هستندهمچنین یک بازیگر خوب و من آرزو

می کنم به بلندای قله آرزوهاشون برسند.این شما این هم مصاحبه با عضو شایسته

گروه صمد ممد یا بابک

مصاحبه با علیرضا رنجی پور

لطفا خودتان را معرفی کنید؟

 علیرضا رنجی پور هستم.متولد ۲۰ بهمن ۵۴. فوق دیپلم برق دارم*

گروه خونیم ب منفی است. متاهل هستم و ۲ فرزند دارم دخترم الهه

۹ساله و پسرم امیر حسین ۶ماهه است

چرا تحصیلاتتان را ادامه نمی دهید؟

قصد داشتم تحصیلاتم را در رشته مدیریت بیمه ادامه بدهم که*

ناتمام ماند . و اکنون قصد دارم مدیریت روابط عمومی بخوانم

:فصل مورد علاقه

تمام فصلهای خدا زیبایند*

:رنگ مورد علاقه

همه رنگها.بیشتر زرد*

:گل مورد علاقه

همه گلها را دوست دارم.بیشتر رز*

:کادوی مورد علاقه

هر چه از دوست رسد نیکوست*

:اشیای مورد علاقه

ساعت و انگشتر*

:موسیقی مورد علاقه

اغلب سنتی گوش میکنم*

:خواننده مورد علاقه

افتخاری*

:بازیگر مورد علاقه

بابک نهرین*

عشق چه رنگیست؟

سفید است*

:کارتون مورد علاقه کودکی تان

مسافر کوچولو-پسر شجاع-سیریندی پیتی-؟*

مسافر کوچولو را بیشتر از همه دوست داشتم.

:بازی دوران بچگی

بیشتر بازی نمایشی می کردیم.مثلا تفنگ بازی می کردیم*

تنقلات مورد علاقه کودکی تان کلوچه و ساندیس بود؟

نه خیر اسمارتیز بود*

:غذای مورد علاقه

هر چیزی که بپزند میخورم چون برایش زحمت کشیده اند*

آبگوشت را بیشتر دوست دارم

خودتان غذا درست نمی کنین؟

چرا درست میکنم*

چه غذایی؟نیمرو؟

آبگوشت-برنج*

خدمت سربازی رفتین؟اونجا غذا پختن یاد گرفتین؟

بله رفتم.ولی قبلش بلد بودم.تو خونه آموزش داده اند.لباس هم میشورم*

:تفریح مورد علاقه

عاشق خوابم چون در این زمان کمتر به اطرافیانم صدمه میزنم*

صدمه؟ انرژیک هستید؟

بله .ورزش و همچنین گردش و مسافرت به جاهای سرسبز*

را خیلی دوست دارم.برای اینترنت فرصت ندارم

چه ورزشهایی؟

سوارکاری ـ-دو میدانی-صحرانوردی-پینگ پنگ-شنا-فوتبال*

اغلب ورزشها را دوست دارم و فقط کافی است بلد باشم تا*

بصورت مستمر ادامه بدهم.هیجان را دوست دارم

پیک نیک مجردی میروید؟

نه به آن صورت*

چپ دست هستین؟

بله*

سیگاری هستین؟

خیر*

ماشینتان در حال حاضر چیست؟

پرادو*

انگلیسی تان خوب است؟

تا قسمتی ابری*

اهل مطالعه هستید؟

اگر فرصت بشود بلی*

چی مطالعه می کنید؟

فرقی نمی کند.کتاب.روزنامه.مجله.هر چی دم دستم باشد*

تکیه کلامتان؟

ای وااااااای*

:بهترین و بدترین حادثه زندگی تان

بهترین تولد فرزندانم-بدترین از دست دادن برادرم*

کار کردن با گروه برای شما شغل اصلی است یا شغل دوم؟

شغل حرفه ایست*

درآمدتان آب باریکه است؟

یه کمی بیشتر از آب باریکه*

احترام زورکی میگذارید؟

نه خیر*

اهل سیاستین؟

خیر*

چه کسی را هیچوقت فراموش نمی کنید؟

پدر و مادرم-خانواده ام-دوستانم*

آدم کم شرایط از دیدگاه شما کیه؟

آدمی که یکسری شرایط را ندارد*

از چه جور آدمی خوشتان نمیآید؟

من از همه خوشم میآید.آدمه دیگه.آدم نوعی انسان*

(!!!و انسان نوعی بشر است.(عجب جمله فیلسوفانه ای

رویایی دیدین که تعبیر بشه؟

تو خواب یا بیداری؟*

مگه تو بیداری هم خواب می بینن؟

از قضا من تو هر دو حالت زیاد خواب می بینم*

آیا نواختن ساز را بلدید؟

من با دهنم ساز میزنم*

از کودکی تقلید صدا می کردین؟

نه خیر.بعدا اینکار را کردم*

خودتان را در یک جمله تعریف کنید؟

مردی برای تمامی فصول*

زیاد فیلم تماشا می کنین؟

بله*

چه جور فیلمی؟

فرقی نمی کند .هر فیلمی.چون برای آن زحمت کشیده اند*

و هر فیلم حداقل ارزش یکبار نگاه کردن را دارد

آخرین فیلم که تماشا کردین؟

رنگ خدا*

طناز مورد علاقه غیر آذربایجانی؟

چارلی چاپلین*

کدام برنامه تلویزیونی را تما شا میکنید؟

اخبار-سریالها-برنامه های شبکه استانی-برنامه های ورزشی و*

فوتبال

اهل فوتبالین؟

بله*

طرفدار چه تیمی هستین؟

اول از همه طرفدار تیمهای میدانهای خاکی هستم که*

حمایتشان نمی کنند و بعد از آن طرفدار تیم ملی-تراکتور

شهرداری-ماشین سازی

زمان مدرسه تئاتر کار می کردین؟

بله از اول راهنمایی*

و مشوقهایم آقای پرتوی و آقای گنجوی زاده دبیرهای

پرورشی ام بودند

معلم کلاس اولتان را به خاطر دارید؟

بله.سرکار خانم بهبودی*

در مدرسه تقلب می کردین؟

من کم می گیرم ولی تقلب نمی کنم*

اعتقاد دارم که اگر کم هم بگیرم باز نمره خودم باشد

درستان خوب بود؟

بد نبود.متوسط بود*

علم بهتر است یا ثروت؟

هر دو*

یک خاطره از دوران بچگی تان بگویید؟

برای من و برادرم مشترکا یک دوچرخه خریده بودند

 من و برادرم هر بارسر اینکه*

کی جلو و کی عقب بشینه دعوا می کردیم

 

لینک :سخنی با گروه هنری بابک

[ جمعه هشتم شهریور 1392 ] [ 10:39 ] [ Arzo ]

 

نام آهنگ : نارین

خواننده : بابک نهرین

به درخواست بهرام

 

اوره ییمده سد اولوب ، چکیرم حسرتینی

توی دلم تبدیل به یک سد شده ،حسرت اونو می کشم

منه ورمه بو قدر ، عذابین عذابین یار

اینقدر منو عذاب نده عذاب نده ای یار

سن سیز ایللر گده جک ، سن سیز آیلار گچه جک

بدون تو سال ها و ماه ها می گذرند

یوخلوغون بیل کی منی اوزه جک ،اوزه جک یار

نبدونت بدون که من رو از پا در میاره

سنه باغلانمیش اینان منیم چارپان اوره ییم

به تو وصله باور کن این قلب من که می تپه

بی قدر اتمه نازین ، منیم سن سن گرییم

اینقدر ناز نکن چون دلیل وجودم تویی

گتمه قال گل یانیما ،بیرده باخ گوزلریمه

نرو بمون پیشم ، یه بار دیگه توچشمام نگاه کن

اینازیم محو اولاجام سنین عشقین اودونا

تو آتیش عشقت محو خواهم شد

 

*نارین نارین نارین نارین

نارین نارین نارین نارین  

نارین نارین نارین یار

 

دانلود آهنگ

*کلمه نارین در ترکی به معنی ظریف ،باریک ،ریز ،کوچک ،خرده .می تونه نرم و یواش هم معنی بشه.
[ سه شنبه بیست و دوم مرداد 1392 ] [ 12:57 ] [ Arzo ]
 

 

 

[ پنجشنبه هفدهم مرداد 1392 ] [ 1:4 ] [ Arzo ]

چاپلین های تبریز؟!!

 

مصطفی علیمردانی

 

" کمدی یک گریز است، البته نه گریزی از واقعیت، بلکه گریز از ناامیدی؛ گریزی کوتاه به سوی ایمان." (کرستوفر فرای)

" بهترین کمدین کسی است که شما به او می خندید پیش از آنکه او دهانش را باز کند." ( جورج ناتان)

"کمدی، تراژدی است که برای دیگران اتفاق می افتد." (آنجلا کارتر)

 

یک مقدمه کوتاه: بابک نهرین و علیرضا رنجی پور، یا همان زوج هنری" صمد و ممد" نه تنها در کل آذربایجان اعم از شرقی و غربی، اردبیل و زنجان، حتی در تهران بزرگ نیز شناخته شده هستند و طرفداران خود را دارند. سی دی برنامه های اجرا شده آنها، مثل نقل و نبات فروخته می شود، کپی می شود، تماشا می شود و نفر اول بعد از تماشای برنامه، آنرا به نفر بعدی به امانت می دهد. با جرات می توان اذعان کرد که گروه هنری بابک یکی از شهیرترین گروه های نمایشی ( البته اگر کارهای آنها با تعریف نمایش همخوانی داشته باشد) می باشد. پس یکی از عناصری که برای دیده شدن اثر یک هنرمند ضروری است یعنی اشتهار را( و در واقع شناخته شدن بوسیله گروه هدف) دارا می باشند؛ از کودک سه، چهار ساله (!!!) گرفته تا مردان و زنان هفتاد، هشتاد ساله  .

گروه هنری بابک از سال 1370 کار خود را با آثار جدی شروع کرد ولی بنا به دلایلی ( از جمله نداشتن مخاطب جدی و مشکلات مالی حاصل از آن) به کار کمدی روی آورد. این گروه شامل آقایان بابک نهرین، علیرضا رنجی پور و بهمن تقی پور می شد. با شروع اولین نمایش ها، به زوج هنری صمد و ممد معرف شدند و در سریال های متفاوتی بازی کردند.

 

طنز یا کمدی، مساله این است!

"طنز (Satire  ) از اقسام هجو است اما فرق آن با هجو این است که آن تندی و تیزی و صراحت هجو در طنز نیست ؛ وانگهی در طنز معمولا مقاصد اصلاح طلبانه و اجتماعی مطرح است طنز کاستن از مقام و کیفیت کسی یا چیزی است به نحوی که باعث خنده و سرگرمی شود و گاهی در آن تحقیری باشد.

بین طنز (Satire  ) و کمدی (Comedy  ) هم البته فرق است؛ در کمدی معمولا خنده به خاطر خنده مطرح است، اما در طنز خنده برای استهزاء است. بدین ترتیب طنز وسیله است نه هدف. در طنز کسی که مورد انتقاد قرار می گیرد ممکن است یک فرد خاص باشد یا یک تیپ یا یک طبقه یا ملّت و حتی یک نژاد. گاهی نویسنده قهرمان اثر را به سخره می گیرد، اما مراد او کسی یا کسانی بیرون از اثر ادبی است و بدین منظور حتی ممکن است از خود بدگوئی کند." (1)

 

از اهداف اصلی کمدی سرگرم کردن مخاطبان خود است و در نهایت با پایان خوش تمام می شود اما طنز چون نیشتری است که بر پیکر زشتی ها و کژیها زده می شود و چون زخم نیشتر التیام یابد سلامتی روح و جان حاصل شود...

 

مساله سینما و تئاتر، نوشتن است!!

یکی از مشکلات اساسی سینمای ما و تئاتر ما ، نداشتن قصه های خوب می باشد. در واقع بسیاری از کارگردانان به دلایل مختلفی نمی خواهند غیر از آنچه خود می نویسند از آثار دیگر نویسندگان، اعم از داستان نویس، فیلم نامه نویس و ... استفاده کنند. آنها ترجیح می دهند فقط و فقط همه کاره خودشان باشند و ... (انشاا... در فرصت مناسبی درباره دلایل این امر خواهم نوشت.)

 

گروه آقای نهرین و رنجی پور نیز از این قاعده مستثنا نیستند و حتی در بدترین شکل آن، فاقد هر گونه نوشته می باشند. آنها کنار هم جمع می شوند و با ابتکار خویش و خلاقیتی که دارند چند تکیه کلام از خود می سازند و یا در بیشتر مواقع آن را از جامعه می گیرند و در بدترین شکل ممکن، با تحقیر قشرهای مختلف جامعه، آن را به اجرا در می آورند و عده ای نیز بدان قاه قاه می خندند. بابک نهرین و علیرضا رنجی پور کمدین های مستعدی هستند که اگر نمایشنامه و یا فیلم نامه ارزشمندی داشته باشند می توانند نام خود را ماندگار کنند. با نگاهی به سریال های (با اینکه بسیاری از این سریال ها فیلمنامه خوبی نداشتند) تلویزیونی که نهرین و رنجی پور در آنها بازی کرده اند می توان این نکته را به وضوح دید. در سریال اخیر شبکه استانی سهند با نام " آخیر مهلت" نهرین و رنجی پور با بازی خوبی که ارایه کردند نشان دادند که می توانند مخاطب را بدون تحقیر و بدون استفاده از کلمات ناهنجار و غیر معمولی آنچنانی!!! بخندانند. آنها در کنار یکی از مشهورترین کمدین های تبریز، آقای هاشم چاووشی بازی کردند. آقای چاووشی نیز در سریال ها و حتی تله فیلم ها بهتر از هر جای دیگری درخشیده است. از جمله آنها می توان به تله فیلم " ایکی سلطان" که بارها از شبکه های سراسری پخش شده است اشاره کرد.

نهرین، رنجی و بازیگردانی از این دست، می توانند کمدین های ماندگاری در ذهن مخاطبان خود باشند در صورتی که جایگاه هنری خود را بشناسند و سعی کنند با آفرینش شخصیت های جذاب و ماندنی، هم بر تعداد مخاطبان خود بیفزایند و در همان حالی که مشهور هستند محبوبیت را نیز کسب کنند. چاپلین گفته است:

" من یک چیز باقی خواهم ماند و تنها یک چیز؛ و آن چیز دلقک خواهد بود. آن مرا بالاتر از هر سیاستمداری قرار خواهد داد."

سؤالی که اینجا پیش می آید و باید از اهل فن و تا حدی از مخاطبان این گونه آثار پرسید این است که آیا آنها با تماشای این نمایش ها(؟)، یک اثر هنری را تماشا می کنند؟ جواب بر عهده خواننده است.

آنچه هنر را با دیگر مقوله ها متمایز می کند این است که هنرمند هیچ وقت حرف خود را به صورت مستقیم نمی گوید بلکه همچون پزشکی حاذق که داروی تلخ را در درون کپسولی قرار می دهد و آنرا به بیمار خویش می خوراند هنرمند نیز( مخصوصا کسانی که در حوزه طنز فعالیت می کنند) تلخی ها، کژیها، دروغ ها و ... را با روشی هنرمندانه و غیرمستقیم به تماشاگران خود نشان می دهد.

 

کسی که کار طنز می سازد باید جهان بینی مشخصی داشته باشد و تکلیفش با خود و جهان اطرافش مشخص باشد. او پیش از آنکه اثر بیافریند خوب نگاه می کند و آن ناراستی ها، دروغ ها و ... را که افراد معمولی عاجز از دیدنش هستند می بیند و با نکته سنجی خویش، آن را طوری به مخاطب خویش نشان می دهد که تماشاگر بعد از تماشای آن، در ذهن خود، آن را بارها مرور می کند چرا که ضمیر ناخودآگاه مخاطب را با به نمایش گذاشتن آن مسایل، آن هم به طور غیر مستقیم نشانه رفته است و تا مساله ایی برای ضمیر ناخودآگاه روشن نشود انسان آرام و قرار ندارد.

نهایتا اینکه، بابک نهرین در مصاحبه ای گفته است: " همین که می توانیم مرد آذری را که خسته و کوفته به خانه می رسد در کنار خانواده شاد کنیم و لبخند به لب ایشان بنشانیم برای من و گروه من کفایت می کند."

 

 

1)  برگرفته از کتاب انواع ادبی دکتر شمیسا

 

چاپ شده در روزنامه سرخاب

 

لینک نوشته

[ پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1392 ] [ 15:26 ] [ Arzo ]

به نام حضرت دوست

سلام دوستان گلم

خیلی خوشحالم که امروز تونستم دانلود کامل یکی از نمایش های گروه بابک رو براتون آماده کنم.البته امیدوارم با این کارم ناقض قوانین کپی رایت که شعار وبلاگمه نباشم.(البته درسته که کیفیتش پایینه و با سی دی فرق می کنه!!!!هر چند تلاش کردم حجم پایین باشه و کیفیت هم خوب )فقط به قصد شاد کردن مردمی که نمی تونند به هر دلیلی سی دی رو تهیه کنند مثلا دوستانی که در شهرهای دیگه و حتی طرفدارانی که در خارج از کشور به سر می برند و شدت علاقه مندیشون به این گروه بیش از حده و واقعا دوست دارند که برنامه های جدیدشون رو به دست بیارند.امیدوارم که توزیع سی دی های این گروه به صورت یکپارچه و قانونمند در بیاد و حتی به اقصی نقاط کشور عزیزمون هم برسه..و همه دوست داریم وقتی سی دی رو تهیه می کنیم بدونیم که سودش به گروه بابک می رسه.در آخر هم امیدوارم همه شاد باشند و از دیدن این نمایش لذت ببرند.این هم لیست عوامل نمایش که با برش از روی فایل حذف شده و من اینجا به خاطر قدردانی از زحماتشون اسامی بعضیشون رو می نویسم.لازم به ذکر است در ابتدا پویا بیاتی برنامه خوانندگی داشت و همچنین آقای سام سلیمانی اجرای برنامه را به عهده داشتند.

نام نمایش :جنگ بزرگ تابستان 91

کارگردان تلوزیونی:سعید علیزاده

طراح صحنه و دکور :بهمن ممی زاده

مدیر برنامه :پرویز روفه گر

پروجکشن :بهزاد زرینه بافی

صدا و موسیقی:مهرداد جباری ،بهزاد زرینه بافی

گروه صحنه :آرش زاد غفاری،نیما آذرابادی،فرهاد شهرکی نژاد

و با هنرنمایی : بابک نهرین ،علیرضا رنجی پور ،بهمن تقی پور ،حامد نهرین،نوروز سلیمانی

 

دانلود فایل اول

دانلود فایل دوم

[ سه شنبه بیستم فروردین 1392 ] [ 20:39 ] [ Arzo ]

 

 

 

بقیه عکس ها در ادامه مطلب -


ادامه مطلب
[ جمعه شانزدهم فروردین 1392 ] [ 16:2 ] [ Arzo ]
 

 

قسمت هایی از تاتر کمدی رستم و سهراب

محل اجرا: تالار پتروشیمی تبریز

 

دانلود کنید

 

به روز رسانی بعدی : عکس های نمایش نان ،عشق ،گازی موتور


ادامه مطلب
[ سه شنبه سیزدهم فروردین 1392 ] [ 17:46 ] [ Arzo ]

یکی از قسمت های بامزه مجموعه نمایش های گروه بابک رزم رستم و سهراب هست.البته برای همه ی ما کتاب شاهنامه از ارزش والایی برخورداره و رستم و سهراب هر دو از قهرمانان دلیران ایرانی در قصه هایند.

اما بابک (در نقش سهراب) و علیرضا (در نقش رستم )هم قهرمانان زنده ای هستند که همیشه خنده را از راه های سخت و غیر ممکن به لبان مردم می نشانند.وگرنه یک نفر نیست که نداند رستم کیست و سهراب که بوده است.نمی خواهم قصه را طولانی کنم اما ما همیشه همان چیزهای تکراری را راجع به رستم و سهراب شنیده ایم. مثلا اینکه رستم سهراب را می کشد در حالی که خبر نداشته او پسرش بوده و همه عبارت نوش داروی بعد از مرگ سهراب و آمدی جانم به قربانت ...از شعر "شهریار"را به یاد دارند در حالی که یادمان می رود شاهنامه ای هم هست که متعلق به ماست و باید آن را خواند..

..شاید این نمایش بعد از خندیدن ،برای همه ی ما یک یادآوری باشد.

با تشکر صمیمانه از جناب آقای حیدری عزیز که این قطعه از نمایش را ارسال نموده اند و الحق سلیقه ی خوبی در انتخاب آن داشته اند.البته یک فایل دیگر در اختیار من هم هست که عنوانش همین می باشد اما مربوط به اجرای دیگر آنها( اجرای اصلی در تبریز) است که آن را هم در یک به روز رسانی دیگر تقدیم حضورخوانندگان محترم وبلاگ خواهم کرد..

شادی هایتان روزافزون باد.

 

دانلود کنید

[ جمعه نهم فروردین 1392 ] [ 21:20 ] [ Arzo ]

همانطور که قبلا نیز گفته بودم دوستان و خوانندگان عزیز وبلاگ می توانند هر آرشیوی از صمد و ممد و یا هر مطلب دیگه ای که مناسب می بینند به آدرس ایمیل من ارسال کنند تا در اختیار همه ی علاقه مندان این گروه دوست داشتنی قرار بگیرد.

امروز هم یک دوست گرانقدر این آهنگ زیبا را برایمان ارسال کرده اند که از طرف خودم و همه ی خوانندگان از ایشون تشکر می کنم.یاشیاسیز

Denizin Dibinde Haçca  " دانلود

 

با تشکر از

آقای محمد حیدری..

[ دوشنبه پنجم فروردین 1392 ] [ 20:49 ] [ Arzo ]

 کلیپ رو در دو کیفیت برای خوانندگان عزیز و محترم وبلاگ آماده کردم که می تونید از لینک های زیر دانلود نمایید.

 

کیفیت متوسط

دانلود کنید

کیفیت بالا

دانلود کنید

 

 

[ دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1391 ] [ 0:25 ] [ Arzo ]
   یک خبر خوش برای طرفداران گروه هنری بابک

نمایش جدید این گروه با نام نان ،عشق ،گازی موتور از دوم بهمن ساعت۳۰ : ۲۱ هر شب در سینما ناجی تبریز

 

 

 

[ چهارشنبه بیستم دی 1391 ] [ 12:34 ] [ Arzo ]

«طنز بابک»

وامدارجوانان،زخم‌خورده منتقدان

 

گروه هنری « بابک » یکی از گروه های مشهور و خوش ذوق در استان آذربایجان شرقی است که در زمینه نمایش های طنز  با ابتکار و خلاقیت های خود خوش درخشیده اند و « بابک نهرین » و « علی رضا رنجی پور » دو جوان آذربایجانی چند سال پیش آن را بنا نهاده اند که موافقان و مخالفان بسیاری دارند.
در این نوشتار نگاهی به فعالیت های این گروه شده و به فرصت ها و آسیب های مقوله طنز در جامعه پرداخته شده است.

 یکی از شاخصه های مهم جامعه مدرن و مردم‌سالار، فعالیت آزاد گروه های فکری و هنری مختلف (البته در چارچوب های عقیدتی مورد قبول و منطبق با هنجارهای جامعه) و در مقابل،  فعالیت جریان های منتقد آن گروه‌های فکری و هنری است. همین کنش و  واکنش است که موجب بالندگی جامعه در ابعاد مختلف نظیر هنری، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و ...  شده و آستانه تحمل و نقدپذیری را بالا برده و در‌نتیجه «اصلاح» و ترقی حاصل می شود.

 فعالیت های هنری نظیر تئاتر، نمایش و سینما  بویژه نوع طنز و کمدی آن همواره مورد نقد منتقدین سرسخت قرار می گیرد.

گروه هنری معروف به «بابک نهرین» یا همان «صمد و ممد» نیز از این قاعده مستثنی نیست.

 چند سال پیش دو جوان آذربایجانی، به نام های «بابک نهرین» و «علیرضا رنجی پور» بنای گروه طنزی را در شهر تبریز بنیان گذاشتند كه  بعدها «تقی پور» نیز به این زوج هنری افزوده شده و این سه مثلثی را شکل دادند که یک پای ثابت نمایش های طنز و جنگ های شاد آذربایجان شرقی، غربی و اردبیل بود. چندی نگذشت که لوح های فشرده  هنر نمایی های این گروه هم به بازار آمد و مورد اقبال جوانان و نوجوانان قرار گرفت.

 در مقابل این محبوبیت روزافزون، افراد و گروه‌هایی هم بودند که ادبیات گفتاری به کار رفته در اجراهای گروه بابک را به شدت تخطئه کرده و دیالوگ های بازیگران را حاوی گفتاری ضد فرهنگی، ساختارشکن و دور از شأن و جایگاه مردم آذربایجان می دانستند که برای کودکان جنبه بدآموزی دارد. بسیاری از گروه های هنری و نمایشی دیگر و نیز بخشی از افراد با گرایش‌های قومی و .... از جمله مخالفین گروه هنری «بابک» بودند. گاه این مخالفت ها تا بدانجا پیش می رفت که شایعه كشته و مصدوم شدن بابک (حدود یک سال پیش) هم بر سر زبان‌ها می افتاد تا آنجا که «بابک نهرین» خود نقل می کرد که: «به صورت ناشناس در آرایشگاهی نشسته بودم که شنیدم فردا تشییع جنازه بابک نهرین (خودش) است»!

هر چند این شایعه به سرعت تکذیب شد امّا این چالش پیش آمده مصداق همان ضرب المثل ایرانی است که می گوید:« تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها!»

 بابک نَمُرد اما شعله نفرت برخی از منتقدین متعصب آذربایجانی هم هرگز خاموش نشد. شایعه چاقو خوردن بابک، نشان از پویا بودن همان جریان منتقد «بابک» دارد.

 موضوع «بابک» و گروه هنری‌اش که جزو گروه‌های دارای مجوز فعالیت از اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان آذربایجان شرقی است، اکنون به بحث محافل هنری و اجتماعی تبدیل شده است. بازیگران این گروه هم با درک شرایط حاکم بر جامعه، با توجه به حساسیت های موجود در بدنه سنتی شهر تبریز، از غلظت و شدت الفاظ خود کاستند. بخش هایی که به اتهام داشتن بدآموزی و بی ادبی، مورد انتقاد و حمله شدید مخالفان قرار می گرفت.

 با همه این نقدها و مخالفت ها، می توان ادعا کرد که گروه هنری «بابک» گفتمان تازه‌‌ای را به ادبیات طنز ما وارد کرد. تا آنجا که CD و فیلم برنامه های نمایشی این گروه، در شهرهای دور و نزدیک ایران، از زنجان و ارومیه و تهران گرفته تا مشهد و قزوین و شهرهای شمالی کشور نیز دست به دست گشته و به فروش می رود.

 گروه هنری «بابک» در کنار گروه هنری نمایش طنز «هاشم چاووشی» که بیش از دو دهه سابقه فعالیت در شهرهای آذری نشین از جمله تبریز و ارومیه دارد، توانست فضای جامعه را به ویژه بعد از سالهای جنگ، به سمت شادابی و فرح بخشی سوق دهد.

 با این حال، گروه بابک، به رقیب جدی گروه «هاشم» تبدیل شد. شاخصه های ویژه گروه بابک جوان بودن بازیگران آن، اکتیو بودن برنامه ها، استفاده از موزیک و تلفیق موسیقی و متن، اشاره به مضامین درگیر و رایج و به اصطلاح روز جامعه بود و همین موضوعات سبب رویکرد مثبت و عمده جوانان به سوی برنامه های بابک گردید. با این حال، و با وجود همه دوستداران و طرفداران پرشمار بابک، همان گونه که اشاره شد، این گروه مورد غضب ها و نقدهای تند نیز قرار گرفت.  مهمترین موضوع مورد حمله در برنامه های بابک، گفتار و دیالوگ های آنان و برخی حرکات به زعم منتقدین، سخیف و سبک سرانه آنها، از قبیل تقلید صدای دختران، آرایش دخترانه و ... بود.

اما چند واقعیت را در متن و بطن نمایش های بابک باید مدنظر داشت:

1)  مردم مناطق آذری نشین ایران فرهنگ و سلوک خاصی دارند. به همان اندازه که آنها در مراسم عزاداری و سوگواری بزرگان دین در نوحه سرایی و مدیحه گویی ائمه اطهار سنگ تمام گذاشته و از جان و دل خویش مایه می گذارند، هنجارهای اجتماعی آنان در رابطه با جُنگ، شادی و نشاط نیز متفاوت از بقیه ایرانی هاست. آنها به هر عمل ساده و رفتار سبکی نمی خندند. طنز آنها باید در نقطه اعلای خود قرار گیرد تا مقبول نظرشان بیفتد. شاید به همین خاطر است که آداب و رسوم و مراسم آذربایجانی ها و ترک‌زبانان حال چه مراسم سوگواری و چه آئین های نمایشی و طنز، به لحاظ برخورداری از این شاخص ها مورد استقبال قابل توجه مخاطبان حتی هموطنان فارسی زبان واقع می‌شود در حالی که می دانیم گروههای نمایشی مختلفی از هر نوع آن (سوگواری یا طنز) در جای جای ایران اسلامی و شهرها و روستاهای آن فعالیت دارند و قطعاً آنچه مورد اقبال بسیار مردم ایران از برنامه های ترک زبان می شود همان مضامین ابتکاری و صداقت و نوآوری موجود در محتوای آنهاست.

 2)  تکثّر در حوزه های مختلف هنری و فرهنگی و  حتی ایدئولوژی تا جائی که به مبانی و بنیان های اعتقادی لطمه نزده و متضمن تحقیر و توهین نباشد، هرگز نافی سلامت و حیات جامعه نیست و چه بسا باعث بالندگی  آن نیز می گردد.

 فعالیت گروههای هنری متعدد را باید به فال نیک گرفت. اما اگر این تعدد، رنگ و بوی تفرقه گرفته یا از یک اختلاف درونی منشاء بگیرد هرگز پسندیده نبوده و شایسته مذمّت است. اخیراً شایعاتی دال بر دو شقه شدن گروه بابک از گوشه و کنار شنیده می‌شود هر چند «رنجی پور» یکی از هنرمندان این گروه، این جدایی را انکار کرده و تنها به  عبارت «سوء تفاهم» بسنده می کند، اما عضو دیگر این گروه، در مصاحبه با یک نشریه محلی (لوح نوین) بر وجود اختلاف نظر در بین اعضا و دو شقه شدن گروه مُهر تائید می زند. این جدایی، هرگز مصداق «تکثّر» نیست بلکه از آن بوی تفرقه به مشام می رسد. آفت اختلافی که می تواند به عنوان آفت رشد و بالندگی گروه جوان و خوش اقبالی چون «بابک» مطرح باشد.

 3)  دیالوگ های به کار رفته در نمایش های طنز گروه بابک که همواره مورد انتقاد و تخطئه برخی از افرد واقع شده، نه از آنسوی مرزها وارد شده  و نه از کُرات دیگر آمده است. گفتار کوچه و بازار ماست و بنا به خصلت و ویژگی ادبیات طنز با اندکی بزرگ‌نمایی به ما بازخورد داده می شود. اگر بدآموزی دارد موقت بوده و تنها برای مدت کوتاهی است و با گذشت زمان سبب می شود تا آن نوع گفتار به عنوان معیار «سخنان سخیف» شناخته شده و از قاموس گفتار محاوره ای ما حذف شود. پس بر هنرمندان جوان این گروه هیچ هرجی نیست. اگر ایرادی هست بر جامعه ماست که در برابر هجوم این واژه ها و این گفتار و رفتار سخیف، تاکنون سکوت پیشه کرده و آن را در دل ادبیات فاخر و گفتار و رفتار مؤدبانه خویش، همچون  موریانه و چون ویروس پذیرفته است تا اکنون ما از این نوع رفتار و گفتار که هرگز در شأن فرهنگ اصیل مردم آذربایجان نیست احساس شرمندگی کنیم.

 4)  یکی از معیارهای مهم موفقیت و استقبال گرم نوجوانان و جوانان از برنامه های طنز بابک همان گونه که اشاره شد لحن و فحوای کلام بازیگران و نیز محتوای به روز و به اصطلاح «آپدیت» برنامه های گروه است.

استفاده از مفاهیم رایج در جامعه، شناسایی نقاط ضعف و ضربه پذیر اجتماع و ارائه آن در قالب زبان طنز ویژگی منحصر به فرد برآمده از خلاقیت کارگردان و نویسنده گروه است. وقتی تب «جومونگ» جامعه را فرا می گیرد، نام برنامه «جومونگ» است، وقتی ویروس «آنفلوآنزای خوکی» سلامت پیکره جامعه را تهدید می کند عنوان برنامه شان «آنفلوآانزای خوکی» است و وقتي ...  پیشتر نیز برنامه هایی در مزمّت پدیده دختران فراری، رواج استفاده از آنتن های  ماهواره ای و ... از این گروه شاهد بودیم. این امر نشان از پویایی و زنده بودن روح طنز در بدنه جامعه ما و این گروه هنری دارد و شایسته تشویق و تقدیر است هر چند که ممکن است در بین این برنامه ها، بتوان نقاط ضعف بسیاری را یافته و بر آنها نقدی و اخطاری نوشت اما هرگز نباید کلیّت وجود برنامه های طنز و فعالیت مشترک اعضای هنرمند گروه بابک را زیر سوال برد.

 هراس از آن است که انتقادات غیرمنصفانه، بهانه گیری های غیرمستندانه و حمله های ناجوانمردانه، سبب شود تا در فردای روزگار، استعدادهای نهفته طنز در بطن جامعه ما، به خاطر پیشینه بی عاقبت و مایوسانه، هرگز مجال ظهور و حضور و بالندگی نیابند و بار دیگر پیکره جامعه ما، در چارچوب حصاری از تعصب های کورکورانه، خودخواهی‌های متکبرانه و تمامیت خواهی نانوشته و کسالت و رخوت دیرینه گرفتار آید. هرگز چنین مباد.

 به نقل از: azargalam.blogfa.com

[ چهارشنبه ششم دی 1391 ] [ 22:24 ] [ Arzo ]

بیوگرافی کوتاه از بابک نهرین

 

بابک نهرین در 13 اسفند 1358 در تبریز چشم به جهان گشود.او از سن 15 سالگی در تبریز نمایش اجرا کرده است.پس از گرفتن دیپلم ، دوره‌های کارگردانی و بازیگری را در تهران زیر نظر آقایان علیرضا خمسه، دکتر احمد داموت و خانم پروانه مژده گذراند. وی در سال ۱۳۸۲ با نمایش آرشین مال‌آلان و در سال ۱۳۸۳ با نمایش الیاس قفقازی به کارگردانی یعقوب صدیق جمالی موفق به دریافت جایزه اول بهترین بازیگر مرد جشنواره بین‌المللی نمایشهای طنز شد. در سال 1377گروه هنری بابک را بنیان گذاشت.و با اجرای همان نمایش اول که (صمد و ممد) نام داشت این گروه با اقبال وسیع تماشاگران مواجه گشته بود.ویژگی نمایش های او و گروهش رک بودن ،شاد اجرا کردن و مهم تر از همه مهارت های فردی آنهاست که باعث یاداوری نوستالوژی ها یا علایق گذشته می شود.شعار آنها شاد زیستن و "چکمه دونیا غمی.." یا غم دنیا را نخور است.هر چند در مقطعی به دلیل استفاده از الفاظ و کلمات درشت با انتقادهای فراوانی مواجه شدند اما علی رغم این انتقادها با جایی که در دل مردم باز کرده بودند توانستند که به راه خود ادامه دهند و همواره در مسیر پر فراز و نشیب خویش پیروز باشند.آثار آنها عبارت است از:

1370   سلطان مار

1373   صمد و ممد

نزول خور و دختر تهرونی

افی به نییورک می رود

گوش باز ولی

سانجی ماهنی لاری

قوچعلی شاه

بیری وار بیری یوخ

ای وای اولدوم آخی؟

قیصر

باجناقلار

شب نیلوفری

ازدواج خیابانی

1382        آرشین مال آلان

1383        الیاس قفقازی

1384       اوش پخمه بیر ژیان

1384           شبکه هفت و نیم

1384           ارباب حلقه ها

1385          تای باشی

1385         چال چاغیر

1386       آشپز باشی

1387       اخراجی ها

1388      آنفولانزای خوکی

1389     طبیب قلابی

1390     عشق ممنون

1390   آرشین مال آلان

1390  رحیم آغانین گوناهی نه!؟

1391   جنگ 91

1391  سوچونه

۱۳۹۱ عشق نان گازی موتور

 

سریال ها:

عباد و قباد - نوروز 1382- شبکه سهند

شبکه سه و نیم-1384  -شبکه سه سیما

قرارگاه مسکونی-نوروز1387-شبکه تهران

ایستی سویوخ-1386-شبکه سهند

آخیر مهلت-1389-شبکه سهند

شکر پنیر –نوروز 1390-شبکه سهند

تعطیلات خوش بگذره - شبکه ۳ سیما

حیات خلوت - شبکه1 سیما، شبکه جام جم

درمانگاه-1390-شبکه سهند

 

 

بیوگرافی کوتاه از علیرضا رنجی پور

 

او هم مثل بابک متولد زمستان است.در ۲۰ بهمن ۱۳۵۴ در تبریز به دنیا آمده است.و دارای مدرک فوق دیپلم برق می باشد.از سالهای ابتدایی در مدرسه نمایش اجرا می کرده است.روزی در یکی از پارک های تبریز همراه با یک طوطی سخنگو  نمایش هیجان انگیزی اجرا می کرده که آشنایی او با بابک  بر حسب اتفاق در آن پارک رقم خورده است.

وی درسالهای اخیر مقام های زیر راکسب نموده است:

  • مقام دوم بازیگری در جشنواره سراسری دانشجویان کشور
  • مقام سوم بازیگری در جشنواره سراسری دانشجویان کشور
  • مقام سوم بازیگری در جشنواره بین المللی طنز اصفهان

سریال ها :

آخیر مهلت-اسفند 1389-شبکه سهند

 ایستی سویوخ-1386-شبکه سهند

[ سه شنبه هفتم آذر 1391 ] [ 17:35 ] [ Arzo ]

 

-من طنز را به عنوان یک پنیسیلین در جامعه می دانم.که منشاء درد را پیدا می کند و آن را درمان می کند و به زبان شوخی و طنز خیلی از چیزها را می توان گفت که به زبان جدی نمی شود و به کسی بر نمی خورد.آن در حالی که لذت می دهد نیش  می زند و می سوزاند و درمان می کند.

 

تبریز-پاییز ۹۰

لینک دانلود

[ دوشنبه ششم آذر 1391 ] [ 11:47 ] [ Arzo ]
طَنز،هنری است که عدم تناسبات در عرصه‌های مختلف اجتماعی را که در ظاهر متناسب به نظر می‌رسند، نشان می‌دهد و این خود مایه خنده می‌شود. هنر طنزپرداز، کشف و بیان هنرمندانه و زیبایی‌شناختی عدم تناسب در این «متناسبات» است.

ریشهٔ واژه

طنز واژه‌ای عربی است و در واژه به معنای مسخره کردن، طعنه زدن، عیب کردن، سخن به رموز گفتن و به استهزا از کسی سخن گفتن است. معادل انگلیسی طنز satire است که از satira در لاتین گرفته شده که از ریشه satyros یونانی است. satira نام ظرفی پر از میوه‌های متنوع بود که به یکی از خدایان کشاورزی هدیه داده شده بود و به معنای واژگانی «غذای کامل» یا «آمیخته‌ای از هرچیز» بود.

تفاوت طنز با هجو و کمدی

از اقسام هجو است اما تفاوت در این است که آن تندی و تیزی و صراحت هجو در طنز نیست. وانگهی در طنز معمولا مقاصد اصلاح طلبانه و اجتماعی مطرح است طنز کاستن از مقام و کیفیت کسی یا چیزی است به نحوی که باعث خنده و سرگرمی شود و گاهی در آن تحقیری باشد. بین طنز و کمدی هم البته فرق است. در کمدی معمولا خنده به خاطر خنده مطرح است، اما در طنز خنده برای استهزاء است. بدین ترتیب طنز وسیله است نه هدف. در طنز کسی که مورد انتقاد قرار می گیرد ممکن است یک فرد خاص باشد یا یک تیپ یا یک طبقه یا ملّت و حتی یک نژاد. گاهی نویسنده قهرمان اثر را به سخره می گیرد، اما مراد او کسی یا کسانی بیرون از اثر ادبی است و بدین منظور حتی ممکن است از خود بدگوئی کند.

ماهیت طنز

طنز تفکر برانگیز است و ماهیتی پیچیده و چند لایه دارد. گرچه طبیعتش بر خنده استوار است، اما خنده را تنها وسیله‌ای می‌انگارد برای نیل به هدفی برتر و آگاه کردن انسان به عمق رذالت‌ها. گرچه در ظاهر می‌خنداند، اما در پس این خنده واقعیتی تلخ و وحشتناک وجود دارد که در عمق وجود، خنده را می‌خشکاند و انسان را به تفکر وا می‌دارد. به همین خاطر در باره طنز گفته‌اند: «طنز یعنی گریه کردن قاه قاه، طنز یعنی خنده کردن آه آه.»

طنز در ذات خود انسان را برمی آشوبد، بر تردیدهایش می‌افزاید و با آشکار ساختن جهان همچون پدیده‌ای دوگانه، چندگانه یا متناقض، انسان‌ها را از یقین محروم می‌کند. جان درایدن در مقاله «هنر طنز» ظرافت طنز را به جدا کردن سر از بدن با حرکت تند و سریع شمشیر تشبیه می‌کند، طوری که دوباره در جای خود قرار گیرد.

ویکی پدیا

  

[ یکشنبه پنجم آذر 1391 ] [ 19:3 ] [ Arzo ]

 

آزاد شو از بند خویش، زنجیر را بــاور نکن
اکنون زمان زندگیست، تاخیر را بــاور نکن

حرف از هیاهو کم بزن از آشتی‌ها دم بزن
از دشمنی پرهیز کن، شمشیر را بــاور نکن

خود را ضعیف و کم ندان، تنها در این عالم ندان
تو شاهکار خالقی، تحقیر را بــاور نکن

بر روی بوم زندگی هر چیز می‌خواهی بکش
زیبا و زشتش پای توست تقدیر را بــاور نکن

تصویر اگر زیبا نبود، نقّاش خوبی نیستی
از نو دوباره رسم کن، تصویر را بــاور نکن

خالق تو را شاد آفرید، آزاد آزاد آفرید
پرواز کن تا آرزو، زنجیر را بــاور نکن

مهدی جوینی

[ شنبه چهارم آذر 1391 ] [ 20:47 ] [ Arzo ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

به نام خالق دوستی ها

من این وبلاگ رو به افتخار دو دوست طناز و هنرمند (بابک نهرین و علیرضا رنجی پور)ساختم و امیدوارم مطالب اون مورد استفاده ی شما علاقه مندان هنر واقع بشه.محتوای این وبلاگ شامل ویدئو،عکس و مطالب متنوع ترکی و فارسی خواهد بود.در صورتی که شما نیز مطلب و آرشیوی در این مورد دارید،لطفا از طریق ایمیل آن را در اختیار من بگذارید تا در این وبلاگ با نام شما ثبت گردد چون این وبلاگ به شدت به قوانین کپی رایت پایبند است.
از اینکه با نظرات خود مرا در جهت هر چه بهتر شدن وبلاگ یاری می کنید متشکرم.با آرزوی موفقیت و شادی برای تمام ایرانیان عزیز
---------------------------------------------
مدیر وبلاگ:آرزو

ایمیل : babak.group.web@gmail.com


____________________________

"روشن است این وبلاگ تحت نظارت گروه هنری بابک اداره نمی شود.امید است اگر هم کاستی باشد بر من ببخشید."
امکانات وب


برای نمایش تصاویر گالری گروه هنری بابک كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب

برای شنیدن آهنگ ها باید برنامه فلش پلیر را بر روی کامپیوترتان نصب کنید






سی دی عشق نان گازی موتور منتشر شد

سریال آخیر مهلت هر شب ساعت 20:15 از شبکه سهند پخش می شود.92.6.18

سریال "ایستی سویوخ"هر شب 8:45 و تکرار 9:30 صبح از شبکه سهند پخش می شود .تاریخ :92.10.14

اجرای صمد و ممد 21 و 22 دی ماه 92 در سینما فرهنگ رباط کریم ساعت 17 و 20.

...

تماس با ما